کافه تنهایی - نمایش زنده
احمد رضائی
احمد رضائی

Like the touch of rain she was
On a man's flesh and hair and eyes
When the joy of walking thus
Has taken him by surprise:

With the love of the storm he burns,
He sings, he laughs, well I know how,
But forgets when he returns
As I shall not forget her 'Go now'.

Those two words shut a door
Between me and the blessed rain
That was never shut before
And will not open again.

حسن اساسی
حسن اساسی

حضور در عبادت

پیامبر (ص ) : اعبد الله کأنک تراه فان کنت لا تراه فانه یراک.

عبادت کن خداوند تعالی را، چنانچه گویا او را می بینی ، و اگر تو او رانمی بینی او تو را می بیند.

( نهج الفصاحه ، ص .65 سر الصلوة ، ص .26 مکارم الاخلاق ، ص 459 )

-------------------------------------------------------------------------------------------

حضور قلب

پیامبر (ص ) :اذا قام العبد الی الصلوة فکان هواه و قلبه الی الله تعالی انصرف کیوم ولدته امه.

هنگامی که انسان برای نماز می ایستد، اگر همه توجه اش و قلبش به سوی خدا باشد، در حالی نمازش تمام می شود، که مثل روزی است که پاک به دنیا آمده .

( محجة البیضاء، ج 1، ص 382 )

حسن اساسی
حسن اساسی

رودکی » قصاید و قطعات


به نام نیک تو، خواجه، فریفته نشوم

که نام نیک تو دامست و زرق‌مر نان را

کسی که دام کند نام نیک از پی نان

یقین بدان تو که دامست نانش مر جان را

بابک
بابک

حسن اساسی
حسن اساسی

حضور در عبادت

پیامبر (ص ) : اعبد الله کأنک تراه فان کنت لا تراه فانه یراک.

عبادت کن خداوند تعالی را، چنانچه گویا او را می بینی ، و اگر تو او رانمی بینی او تو را می بیند.

( نهج الفصاحه ، ص .65 سر الصلوة ، ص .26 مکارم الاخلاق ، ص 459 )

-------------------------------------------------------------------------------------------

حضور قلب

پیامبر (ص ) :اذا قام العبد الی الصلوة فکان هواه و قلبه الی الله تعالی انصرف کیوم ولدته امه.

هنگامی که انسان برای نماز می ایستد، اگر همه توجه اش و قلبش به سوی خدا باشد، در حالی نمازش تمام می شود، که مثل روزی است که پاک به دنیا آمده .

( محجة البیضاء، ج 1، ص 382 )

حسن اساسی
حسن اساسی

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید


ای دل، بقا دوام و بقائی چنان نداشت

ایام عمر، فرصت برق جهان نداشت

روشن ضمیر آنکه ازین خوان گونه گون

قسمت همای وار به جز استخوان نداشت

سرمست پر گشود و سبکسار برپرید

مرغی که آشیانه درین خاکدان نداشت

هشیار آنکه انده نیک و بدش نبود

بیدار آنکه دیده بملک جهان نداشت

کو عارفی کز آفت این چار دیو رست

کو سالکی که زحمت این هفتخوان نداشت

گشتیم بی شمار و ندیدیم عاقبت

یک نیکروز کاو گله از آسمان نداشت

آنکس که بود کام طلب، کام دل نیافت

وانکس که کام یافت، دل کامران نداشت

کس در جهان مقیم به جز یک نفس نبود

کس بهره از زمانه به جز یک زمان نداشت

زین کوچگاه، دولت جاوید هر که خواست

الحق خبر ز زندگی جاودان نداشت



سادات س
سادات س



من نروم

زکوی تو ،

تا که شوم

فنای تو...

مولانا

دیدگاه · · · 26 دقیقه قبل لینک پست
امضاء: سادات س

سادات س
سادات س

کافر ! دلِ من در گرهِ موی تو بند است

مومن شده بر قبله یِ گیسویِ تو بند است

تا چشمِ تو را دید ، دلم بندِ دلت شد

چون شیر که بر چشمه ی آهویِ تو بند است

"چشمان تو کوفه است؛مدینه است؛حجاز است"

دل در شکنِ گوشه ی ابروی تو بند است

هر روز غزل خوانی و انگار نه انگار

یک دل که نه! صد دل به النگویِ تو بند است

ای کاش مرا تنگ در آغوش بگیری

محبوبه! دلم بین دو بازوی تو بند است

تو یک غزلِ بکری و درگیر تو شاعر ،

با معجزه ی عشق به جادویِ تو بند است




دیدگاه · · · 29 دقیقه قبل لینک پست
امضاء: سادات س

سادات س
سادات س


ستاده ایی

درهمه جای قلمرو احساس من

دیدگاه · · · 33 دقیقه قبل لینک پست
امضاء: سادات س

shamim
shamim [ناظر سایت]
بعد تو


دیدگاه · · · 33 دقیقه قبل در سرای شادی... لینک پست
امضاء: شريف ترين دلها دلي است كه انديشه ي آزار كسان درآن نباشد.

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

نمایش زنده

صفحه‌ای که در حال مشاهده‌ی آن هستید، آخرین ارسالها را بدون وقفه و بصورت اتوماتیک نمایش میدهد. همچنین شما میتوانید آخرین ارسالها را از فیلتر "همه" در داشبورد مشاهده نمایید.

نسخه‌ی موبایل ببینید » https://kafetanhayi.ir/m

آخرین آنلاین‌ها