3047: هیچ دانی که ز هجران تو حالم چون شد؟ //جگرم، خون و دلم، خون و سرشکم، خون شد// لب شیرین تو ای می‏زده، فرهادم کرد//جانم از هر دو جهان، رسته شد و مجنون شد// تار و پودم به هوا رفت و توانم بگسست// تا به تار سر زلف تو، دلم مفتون شد{-35-}

هیچ دانی که ز هجران تو حالم چون شد؟ //جگرم، خون و دلم، خون و سرشکم، خون شد// لب شیرین تو ای می‏زده، فرهادم کرد//جانم از هر دو جهان، رسته شد و مجنون شد// تار و پودم به هوا رفت و توانم بگسست// تا به تار سر زلف تو، دلم مفتون شد{-35-}

1395/07/30 - 23:10 در ♚سوتع دلان♛...

پسندیده شده توسط